کتاب
معمولا وقتي كتابي رو ميخونم، در تمام مدت منتظرم زودتر كتاب به آخر برسه تا بدونم بالاخره جمعبندي قضيه چيه. معمولا فرقي هم نميكنه، رمان باشه يا تاريخي، جامعهشناسي، فلسفي، اقتصادي يا ... زودتر دونستن اينكه آخرش چي ميشه و نويسنده چطوري جمعش ميكنه، كنجكاوي مقاومتناپذيريه.
آخرين كتابي كه خوندم اما، از اين لحاظ يك استثنا بود: «خاطرات بوليوي» چهگوارا. كتابي كه چون انتهاي داستان رو ميدونستي، و ميدونستي كه هر چي به آخرش نزديك ميشي، مرگ قهرمان نزديكتر ميشه، دلت ميخواست ديرتر بگذره و به 7 اكتبر 1967 كه تاريخ آخرين يادداشته، نرسي. از اين لحاظ تجربه جديدي بود تو كتاب خوندن.
در مجموع خواندن اين كتاب هم توصيه ميشود. مخصوصا اين روزها! تحليلهاي زيادي هم ميشه روي اين روايت دست اول از جنگ چريكي "چه" گذاشت. باشه براي بعد.
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ دی ۱۳۸۸ ساعت 11:35 توسط کیوان
|