بنابر يكي از خبرهاي اخير سايت تابناك، چكناواريان از اينكه از يكي از آهنگهاش بدون اجازه در تيتراژ آخر سريال «مرد دوهزارچهره» استفاده شده، به صدا و سيما اعتراض كرده. صرفنظر از هر چيز ديگه اي، موضوعي كه براي من جالب بود، نظرات مشعشعانه، متفكرانه و زيباي امت شهيدپرور و عزيز و خوانندگان فهيم سايت فخيمه تابناك بود. واقعا چقدر ما خوشبختيم كه داريم تو اين مملكت زندگي مي كنيم. آدم حظ مي كنه از اين آدمايي كه دور و برش زندگي مي كنن. نمي دونه با اين همه خوشي چي كار كنه. در زير مطلب تابناك ببينين حضرات چه درفشانيهايي صادر فرمودن:
خبر:
لوریس چکناوریان نسبت به استفاده بدون اجازه از یکی از آثارش در تیتراژ پایانی سریال مرد دو هزار چهره اعتراض کرد. چکناوریان با اعلام این مطلب به خبرنگار مهر گفت : متاسفانه بار دیگر صدا و سیما بدون اطلاع و آگاهی و حتی بدون ذکر نام آهنگساز اثر او را در برنامه ای پخش کرد.
این آهنگساز در ادامه گفت : چند شب پیش به طور اتفاقی سریال مرد دو هزار چهره کار آقای مهران مدیری را از شبکه سوم می دیدم که درتیتراژانتهایی، "والس سوییت آرارات " را پخش می کرد.
وی در پایان گفت : برای پیگیری موضوع با صدا و سیما تماس گرفتم اما پاسخ درستی نگرفتم ؛امیدوارم مسئولان این رسانه ملی به این موضوع رسیدگی کنند.
نظرات كاربران:
▪ به نظر من ايشون نباید ناراحت بشن چون آثار ایشون با محتوای سریال سنخیت داره.
▪ به نظر من سال 2009 ميلادي براي يك مسيحي زمان خوبي است كه چندصد سال زندگي خود را در ايران غنيمت شمرده و به هنرمندان عزيز اين كشور همچون آقاي مديري و ديگران به ديده احترام بنگرد و نه انتقام.
▪ اين اثر آقاي چكناوريان يك اثر تقليدي است و درضمن من شخصا تيتراژ پاياني سريال را به دقت ديده ام و هرگز چنين چيزي نيست.
▪ از كي تا حالا بايد براي استفاده هنري و بجا از يك اثر كسب اجازه كرد؟ مگر سواستفاده اي صورت گرفته كه اين آقا شاكي هستند؟ به نظر من اصلا شكايت ايشان وارد نيست.
▪ زنده باد مهران مديري هنرمند و هنرپرور ايراني.
▪ بهتر است واقع بين باشيم و به دور از تعصب و عناد سخن بگوييم. مهران عزيز دوستت داريم
▪ من يك ارمني هستم و آثار آقاي مديري را بي اندازه دوست دارم و به نظر من چنين چيزي نبوده و يا اينكه آقاي چكناوريان منظور ديگري را دنبال مي كنند.
▪ ما ايرانيان دزد نيستيم. ما هنردوست و هنرمند و هنرآفرين هستيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 11:38  توسط کیوان
|
در مورد كنسرت اخير همايون شجريان (كه در دو CD منتشر شده)، بيش از اينكه زيباييهاي تكنيكي و يا صداي قوي همايون نظرم رو جلب كنه، نكته ديگهاي برام جالب توجه بود.
عليالاصول توي كنسرتها در پايان كنسرت و بعد از اينكه گروه برگزاركننده كنسرت صحنه رو ترك ميكنن، بعد از تشويقهاي مكرر حضار، گروه برميگردن و قطعهاي رو –احتمالا در پاسخ به محبت حضار- اجرا ميكنن. از اين موضوع كه من شخصا با اصل اين كار ميونهاي ندارم كه بگذريم، در مورد اين كنسرت خاص اتفاق جالبي افتاد. شجريان پدر –همونطور كه همه ميدونين- بهطور سنتي هميشه آخر كنسرتهاش «مرع سحر» رو اجرا ميكرد. من همه مدت تو فكر اين بودم كه همايون ميخواد كدوميك از آثار «نسيم وصل» يا «ناشكيبا» يا «شوق دوست» يا «با ستارهها» رو اجرا كنه؟ هي داشتم با خودم كلنجار ميرفتم كه از نظر خودش، به اصطلاح «آس» آثارش كدومه؟ و اينكه آيا چيزي رو كه اينجا ميخونه، مثل پدرش، حسن ختام تمام كنسرتهاي بعديش هم خواهد بود؟
بعد از تشويقهاي مكرر حضار و حضور مجدد اعضاي گروه دستان در صحنه، با كمال تعجب همون تصنيف «مرغ سحر» به وسيله گروه دستان و اينبار با صداي همايون اجرا شد.
اين چيزاي همايون بين جماعت به اصطلاح هنرمند امروز جامعه ما –كه دچار يك والدگريزي عجيبي شده- به نظرم تكه. اگه مصاحبه فروتنانهاي رو كه با حضور پدرش با يكي از شبكههاي ماهوارهاي انجام داده، ديده باشين، بهتر متوجه درك عميق و سترگي كه از عظمت پدرش و احساس دين و احترام فوقالعادهاي كه نسبت بهش داره، ميشين. البته طبيعتا او بيش از ما به شجريان پدر نزديكه و نتيجتا بيشتر هم بايد قدرشو بدونه.
كاش شاملو هم يكي مثل خودش برامون جا گذاشته بود. حيف!
+ نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت 19:13  توسط کیوان
|
نمی دونم «شب... سکوت، کویر» شجریان رو گوش کردین یا نه. احتمالا آره.
به طرز غریبی فوق العاده ست. کمانچه کیهان کلهر با لمس عمق وجود شنونده، کویر رو میاره جلوی چشمات. صدای سوزدار شجریان، عظمت، تاریکی و ابهت شب رو مجسم میکنه و بی اختیار سکوت رو هم در اوج نجواها حس میکنی.
برای خودش زندگی ایه. انگار دردها و غمناله های تاریخی پیرمردها و پیرزنهای کویرهای خراسان رو فریاد می زنه.
*********************
نمی دونم چرا؟ اما یاد این افتادم:
«چه بسيار انسانها که کام مرگ را در چشيده اند
و مرگ هر انسان اندوهناکي يک جهان است
ما و زمین!
این ميراث داران بي کرانگي اندوه.»
+ نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت 19:11  توسط کیوان
|