تبليغاتX
یک استراحت کوتاه

یک استراحت کوتاه

اینجا دوزخ است

شرم، اينك،

فضيلت گمشده زمان است

وقاحت،

كهنه كالايي كه به زر تجارت مي‌كنند

و خون،

واحد پولي كه دوزخيان به بازار مي‌برند

 

قساوت،

مال‌التجاره زربفتي‌است كه مزايدت مي‌كنند

و گل،

تجسم هر گناه نابخشوده‌ايست كه به آتش مي‌كشند

 

قاضي‌القضات بر سر هر پيچ و هر كوي و هر خانه

سهم هر جمنده از باتوم و گاز به تساوی قسمت مي‌كند

 

سبز كفر زمانه است

و الله‌اكبر،

جرمي است كه زنديق بر دار مي‌كند

 

هر دو شاخه هر درخت رو بر آسمان،

اتهام سهمگيني است

كه تبر و ساطور جلادان بر كمرگاه خود مي‌خواند

 

دنائت هر پاسبان،

چون مقامي است كه بر دوش سنگيني مي‌كند

و شناعت بازجويان،

آلتي است كه گناه عصمت از چهره‌ها مي‌زدايد

 

باش،

باش تا معاملت خون و درخت و عصمت و گل،

با پستي خاك دوزخت ببيني

 

و باش تا رويش هزارباره «ترانه» رود و «ندا»ي جنگل

بر ويرانه تعفن عربده‌هايت بشنوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 8:24  توسط کیوان  | 

جنبش‌هاي اعتراضي

چندي قبل يكي از دوستان مقاله‌اي در مورد اصلاح طلبي و انقلابيگري نوشته بود و نظر من را هم خواسته بود. جوابيه‌اي برايش نوشتم. همانوقت قصد داشتم هر دو را اينجا بگذارم، اما نشد. مطلبي در آن بود كه قبل‌تر هم در صحبتهاي با ساير دوستان به نظرم مهم مي آمد و به آن اشاره مي‌كردم. البته به نظرم جاداشته اين موضوع بيشتر در كانون توجه دنبال‌كنندگان جنبش اعتراضي حاضر قرار بگيرد. خلاصه موضوع چنين است:

به نظر مي‌رسد، هنوز پيوندي كه بايد، بين جنبش خواهان «آزادي اجتماعي- سياسي» با جنبش‌هاي «صنفي- طبقاتي» پديد نيامده است. ما به كرات در ساليان اخير اعتراضات پراكنده و غير منسجم كارگران بخش‌هاي مختلف (صنايع نساجي، محصولات فلزي، خودروسازي، اتوبوس‌راني و ...)، پرستاران، معلمان و ... را شاهد بوده‌ايم. اما تا جنبش فعلي نتواند ارتباط منطقي و منسجمي با اين اعتراضات برقرار كند و نيز تا زماني كه نتواند مطالبات قومي را به مطالباتش الصاق كند، نمي‌تواند از حد شورش‌هاي كوري كه نهايتا به سد نيروي نظامي برخورد مي‌كند و سپس به تدريج مستهلك مي‌شود، فراتر رود. خوشبختانه موسوي در اين مدت نشان داده كه بدون هيچ خودمحوري، از ايده‌هاي راهگشا استقبال مي‌نمايد. بنابراين فكر مي‌كنم اگر از طرف جامعه روشنفكري بحث فراگيري جنبش و هم‌پيوندي مطالبات صنفي- قومي- آزادي‌خواهانه به كرات مطرح شود، ممكن است از سوي وي پاسخي گيرد.

با توجه به بي‌كفايتي عظيم موجود، فقدان وسيع نيروي كارامد و فروپاشي سيستم كارشناسي تصميم‌گيري، دور از انتظار نخواهد بود كه با وضعيتي مواجه شويم كه در آن درهم‌ريختگي شديد ارائه خدمات به مردم، متوقف يا فشل شدن پروژه‌هاي عمراني، كسري عظيم بودجه و در نتيجه تورم بالا، كاهش غير قابل جبران قدرت خريد مردم و سطح بالاي بيكاري، مستقر و مستحكم شود. اين فشارها به همراه توهين و تحقير مردم در هر آن چيزي كه به رابطه دولت- ملت باز مي‌گردد، به مرور زمان گستره نارضايتي‌ها را بسيار وسيع و در سطح و عمق جامعه پخش خواهد كرد.

تا پيش از اين، آن‌چه از اعتراضات مشاهده كرده‌ايم، اكثرا مربوط به آن بخشي از جامعه مي‌شد كه به زعم حكومت «كانون بحران» نام مي‌گرفت، چنان‌كه چندي پيش يكي از مقامات امنيتي اين منطقه را فاصله ميدان انقلاب تا ميدان تجريش عنوان كرده بود! پر بيراه نبود، اما گمان من بر آن است كه شايد وضعيت اين‌چنين باقي نماند. وقوع اولين نشانه‌هاي شورش در نازي‌آباد تهران شايد گواهي بر اين گمان باشد.

 

نكته مهم اين است كه وقتي جنبش به سطح طبقات پايين جامعه رسيد، بحث بر سر نيازهايي چون آزادي سياسي- اجتماعي و پس گرفتن رأي نخواهد بود بلكه فرد براي سير كردن شكم زن و بچه‌اش به ميدان مي‌آيد و براي آن مي‌جنگد. كار به آنجا كه برسد، ديگر جمع و جور كردنش براي حكومت اگر غير ممكن نباشد، بسيار دشوار خواهد بود. شروع سال تحصيلي و اعتراضات دانشجويي، به همراه سقوط وضع اقتصادي، شرايط اوليه هم‌سويي اين دو جنبش را فراهم مي‌سازد. عملي شدن اين هم‌سويي به كاركرد روشنفكران و در دستور كار قرار گرفتن آن برمي‌گردد.

يك نكته جالب هم اضافه كنم. توصيه مي‌كنم اين خبر تابناك را كه به نقل از سايت الف (متعلق به توكلي) آورده، حتما بخوانيد. هر چند ادبياتش با ادبيات راست‌ها متفاوت است، اما بهرحال نشان مي‌دهد كه آنها دقيقا درست تشخيص داده‌اند نقطه ضعفشان كجاست. نكته جالب‌تر آنكه احمدي نژاد هم دو عضو وفادار به خودش را براي كنترل و محدودسازي كارگران و دانشجويان به كار گرفته: شيخ الاسلام به عنوان وزير كار و دانشجو به عنوان وزير علوم.

آيا در سمت مقابل هم اين بينش وجود دارد كه از اين هم‌سويي بهره گرفته شود؟ حداقل تابحال من چنين چيزي نديده‌ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 8:28  توسط کیوان  | 

حزب يعني اين!

خداييش به نظر شما اين خبر طنزه يا جدي؟

اخطار كميسيون احزاب به دو حزب اصلاح طلب

عباس‌زاده مشكيني گفت: مجموعه عملكرد و بيانيه‌ها و مواضع سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت ايران اسلامي در نشست كميسيون ماده 10 احزاب مورد بررسي قرار گرفت و مقرر شد مستند به قانون به اين تشكل‌ها اخطار داده شود.

همچنين با تقاضاي تاسيس كانون صنفي دامپزشكان شيراز، كانون حسابداران آذربايجان غربي و انجمن صنفي روان‌پرستان موافقت شد. دبير كميسيون ماده 10احزاب از موافقت با صدور پروانه فعاليت كانون طراحان پارچه و پوشاك، كانون بازيكنان فوتبال حرفه‌اي ايران خبر داد. همچنين تقاضاي تمديد پروانه فعاليت كانون مهندسان ساختمان تهران، كانون مربيان فوتبال، انجمن گردانندگان قلب و ريه مصنوعي و انجمن متخصصين امور ذيحسابي مورد موافقت قرار گرفت.

به نظر شما اصولا تا وقتي كانون صنفي دامپزشكان شيراز، كانون حسابداران آذربايجان غربي، انجمن صنفي روان‌پرستان، كانون طراحان پارچه و پوشاك، كانون بازيكنان فوتبال حرفه‌اي ايران، كانون مربيان فوتبال، انجمن گردانندگان قلب و ريه مصنوعي و انجمن متخصصين امور ذيحسابي وجود دارند، به وجود احزاب بي‌اهميتي مثل مشاركت و سازمان مجاهدين نيازي هست؟

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 11:1  توسط کیوان  | 

نسل سركش

اين روزها بازار بحث در مورد نسل‌ها گرم است كه به‌طور نمونه مي‌شود به مقاله‌هاي آقايان تمدن و مشايخي در اين مورد اشاره كرد. خلاصه بحث هم اين است كه نسل اول انقلاب ايدئولوژي داشت، انقلابي بود، دنبال آزادي‌هاي سياسي بود و نهايتا انقلاب كرد، و همين‌طور نسل بعدي كه در دوران جنگ نوجوان بود و در محيطي بسته و خفقان‌آور رشد كرد و چون جز سركوب نديد، از انقالاب دل خوشي نداشت. به دنبال اصلاح بود و روش پيگيريش را در صندوق‌هاي رأي مي‌ديد و نهايتا دوم خرداد را خلق كرد و بعد هم البته سرخورده شد. حالا نسل سومي آمده كه در دوران نوجوانيش دوم خرداد را ديده و از انقلاب و جنگ و دوران سركوب خاطره روشني ندارد. بنابراين به‌جاي كنار آمدن با محدوديت‌هاي اجتماعي- سياسي حكومت و پذيرش سركوب، نافرماني‌هايش را ابتدا در سطح آزادي‌هاي اجتماعي به سطح خيابان آورد و حالا كه مي‌بيند با اين انتخابات دارند همه وجودش را تحقير مي‌كنند، با همه وجود به خيابان آمده است. سن بين 18 تا 24 سال اكثر دستگيرشدگان، مجروحان و كشته‌شدگان اين موضوع را تأييد مي‌كند. بعد هم نتيجه بحث اين است كه آقايان حكومتي بدون درك اين مسأله، فكر مي‌كنند با دستگيري سران نسل اول و دوم مي‌توانند اين حركت را خاموش كنند، در صورتي‌كه اين‌طور نيست.

من مي‌خواهم يك نكته ديگر اضافه كنم. و آن اين‌كه به فرض (فرض محال كه محال نيست! آرزو هم بر جوانان عيب نيست!) كه اين حكومت اين بار دومي هم بجهد و اين جنبش نسل سوم را هم رد كند، با جنبش نسل چهارم مي‌خواهد چه كند؟ نسل دوم اصلاح‌طلب بود و نسل سوم فرااصلاح‌طلب يا شايد به نوعي انقلابي. شايد نسل سوم دنبال سرنگوني كل حكومت نباشد. با نسل چهارمي كه كودكي يا نوجوانيش را اين روزها تجربه مي‌كند و اگر تا آن زمان، هنوز اين شكل و شمايل از اين حكومت ادامه داشته باشد، آنها قطعا انقلابي و خواهان سرنگوني‌اش هستند، چه مي‌خواهد بكند؟

يادم مي‌آيد تا آخرين شب‌هايي كه الله‌اكبر از محله‌مان گفته مي‌شد، اولين كسي كه بر پشت بام مي‌رفت و آخرين كسي كه صدايش قطع مي‌شد، پسربچه 10-12 ساله‌اي بود. از محله‌هاي ديگري هم چنين شنيده‌ام. چندين نفر را هم شنيده‌ام كه به زور بچه 10-12 ساله‌شان كه روز انتخابات مؤاخذه‌شان مي‌كرده، رفته‌اند و رأي داده‌اند! با اين‌ها مي‌خواهند چه كنند؟

اميد كه نسل چهارم محكوم به انقلاب نباشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 19:22  توسط کیوان  | 

دیگر تمامی ندارد

نه، اين بغض را ديگر سر بازايستادن نيست.

الله اكبرهاي شبانه امشب بعد از بيدادگاه و شوهاي تلويزيوني، شكي برايم باقي نگذاشت كه اين درد متراكم و خون برآماسيده، اين بار در دلها و تنها حبس نمي ماند. اين فرياد را اين بار جز فوران راهي نمانده. هرچه مي خواهند دفنش كنند، بلندتر غريو مي كشد.

+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 23:1  توسط کیوان  | 

چه می کنه این بازیکن؟

واقعا دست مريزاد داره. چه مي‌كنه اين بازيكن؟

بعد از اين‌كه احمدي‌نژاد با فاصله يك هفته‌اي با استعفاي مشايي موافقت كرد و به نامه رهبر تن در داد و سپس در فاصله چند ساعته مجددا مشايي رو رئيس دفتر خودش كرد، ظاهرا گرماي وصف‌ناپذير اين عمل قهرمانانه، موجب ذوب شدن لنت‌هاي ترمز رياست جمهوري شده.

بنابراين ايشان در اقدامي هيجان‌انگيز، شواليه‌وار بيرون پريده و عجالتا داره هر كسي رو كه دم دستش مياد مورد مرحمت قرار ميده. طبق خبر تابناك، ايشون اول صفار هرندي (وزير ارشاد) رو عزل كرد، و بعد به فاصله چند ساعت اژه‌اي (وزير اطلاعات!) رو بركنار فرمود. خيلي باحاله به خدا. من كه موندم تو كف اين موجود.

علاوه بر اون شنيده شده حكم بركناري لنكراني (وزير بهداشت) و جهرمي (وزير كار) رو هم صادر كرده. يعني اصلا حرام بوده انگار كه اين بندگان خدا 8 روز ديگه دوره كاريشون تموم بشه و خود بخود برن پي كارشون. حتما بايد بركنار مي‌شدن. انقدر جيگره اين آدم كه اصلا حيرون مي‌موني. الآن خوبي عزيز؟ دلت خنك شد فرصت عزل رو از دست ندادي؟

تو رو به حضرت عباس آدم به اين باحالي ديدين به عمرتون؟ اونوقت انتظار دارين اين عزيزي كه با كابينه خودش اينطوري مي‌كنه، با رأي ما چي كار كنه؟ با كساني كه تو خيابونن چي؟

توصيه اخلاقي به اعضاي كابينه: تا اصلاع ثانوي رعايت فاصله ايمني ضروري است. برا خاطر خودتون مي‌گم به خدا.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 21:36  توسط کیوان  | 

موسوی

يكي از تاثيراتي كه اتفاقات اخير و پايمردي موسوي روي خيلي‌ها گذاشت، اين بود كه فهميدند خاتمي در دوران رياست جمهوري چه كارهايي مي‌توانست بكند كه نكرد. من خودم هميشه جزء كساني بودم كه سعي مي‌كردم در مقابل انتقادهاي بقيه در قبال كم‌كاري يا بي‌برنامگي يا بي‌شهامتي (به‌قول بعضي‌ها بي‌عرضگي) خاتمي و خيلي از مشاركتي‌ها، از خاتمي دفاع كنم و سختي شرايط و قوي بودن حريف و پيشگيري از حوادث خارج از كنترل و جلوگيري از حركات تند و هزار آسمون-ريسمون ديگر را براي توجيه عملكردشان رديف كنم. وقتي هم كه همه ديدند كه احمدي‌نژاد چطور از قدرت رياست جمهوريش استفاده كرد، همه معتقد بوديم كه به دليل همراهي وسيع پشتوانه‌هايش در مجموعه نظام مي‌تواند چنين بتازاند. اين‌ها همه درست، اما همين اتفاقات يك ماهه اخير، روشن كرد كه براي كساني در قد و قامت موسوي و خاتمي و كروبي و ...، مي‌شود مغضوب حكومت بود اما در عين حال كوتاه هم نيامد. و اين را موسوي به همه فهماند.

اين موضوع مدتي بود كه فكرم را مشغول كرده بود اما چيزي كه بهانه نوشتن اين پست شد، يك مصاحبه جالب از جناب والامقام كردان، وزير استيضاح شده كشور، بود كه تابناك هم چاپش كرده است. براي من اين قسمتش خيلي جالب بود كه مربوط است به حوادثي كه بعد از رآي 20 ميليوني مردم به خاتمي در دوم خرداد 76 رخ داده و لرزه‌اي كه به اندام جناح راست وارد كرده بوده:

روز سوم خرداد يا چهارم [خرداد سال 76] رفتم اتاق علي لاريجاني. ايشان خيلي گرفته بودند و رنگ به چهره ايشان نبود و بسيار ناراحت بودند. من هر چقدر با ايشان شوخي كردم، از اين حالت درنيامد... مي‌گفتند ما ديگر راديو – تلويزيون را نمي‌توانيم اداره كنيم چون دوم‌خردادي‌ها همه منابع مالي، تجهيزات و ساير نيازهاي ما را مي‌بندند و ما نمي‌توانيم كار كنيم... من به ايشان گفتم دو كار مهم را من به شما قول مي‌دهم كه به نحو احسن برايتان انجام دهم و در اين دو هيچ مشكلي نداشته باشيم. 1- اينكه تامين منابع مالي سازمان را به عهده مي‌گيرم كه شما از آن نگراني. 2-‌اينكه امثال مجاهدين انقلاب و جريانات ضدنظام نتوانند در سازمان اختلال و اغتشاش ايجاد كنند و همكاران ما در صدا و سيما را جذب كنند كه ايشان در جواب گفتند كه شدني نيست و نمي‌شود و من گفتم آقاي لاريجاني استعفا فايده ندارد و الان وقت كار است و بالاخره ايشان را راضي كردم تا من طرح اقتصادي خود را بنويسم و ايشان ملاحظه كنند كه مي‌شود اجرا كرد يا نه و با هزار زحمت ما به ايشان روحيه داديم و ايشان را از آشفتگي خارج كرديم.

اين يعني اين‌كه امثال لاريجاني، كه مي‌داند چطور مي‌شود از قدرت استفاده كرد، فكر مي‌كرده خاتمي هم مي‌داند چطور مي‌تواند از قدرت استفاده كند و واقعا از رأي 20 ميليوني مردم به خاتمي ترسيده بوده. و همه‌مان هم به ياد داريم كه اين هراس چطور برايشان همه‌گير بود. اين مصاحبه فقط كمك مي‌كند كه به ياد بياوريمش. آنها مي‌دانستند كه با اين 20 ميليون رأي چه‌كارها مي‌توان كرد حتي اگر مجلس و قوه قضائيه و نيروي انتظامي و صدا و سيما و ... را در دست نداشته باشي، چيزي كه خاتمي و بقيه اطرافيان نمي‌دانستند راهش را (بگذريم كه بعد از 2 سال شوراها و مجلس هم به دست اصلاح‌طلبان افتاد). موسوي اما، يادشان داد كه چطور مي‌شود خيلي كارها را كرد حتي اگر حاكميت مخالف باشد. فقط اين‌كه: "نبايد ترسيد" و "بايد اميد داشت". يادمان نرفته روزهايي را كه در اوج خفت و خاري، تئوريسين‌هاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به آرامش فعال فرامي‌خواندندمان. حالا در زندان نه آرامند و نه فعال. اگر در سال‌هاي 78 و 79 نمي‌ترسيدند و نمي‌ترسيديم، و البته اگر حريف را اين‌قدر با پزهاي دن‌كيشوت‌وار نمي‌ترسانديم، وضع‌مان اين نبود كه هست. قدرت فيزيكي آنها چندين برابر ما بود، آن‌وقت بعضي‌ها در سخنراني‌هايشان مي‌گفتند مي‌خواهيم همه‌شان را به دريا بريزيم! نتيجه‌اش اين شد كه واقعا ترسيدند و همه را جارو كردند. ما هم جا زديم و نشستيم عقب.

موسوي اما مي‌داند كجا قوت دارد و كجا ضعف. نمي‌ترسد. كوتاه نمي‌آيد اما لاف بيخود هم نمي‌زند. نمي‌خواهم ازش اسطوره بسازم يا بزرگش كنم بيخودي، اما سياستمدار است واقعا. حتي بعد از 20 سال دور بودن از سياست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 13:38  توسط کیوان  | 

متنوع

چند لينك و مطلب جالب اين زير ميگذارم:

1- بحران مالی جهانی و شکست الگوی سرمایه‌داری نولیبرال یا آمریکایی
بحران ساب‌پرایم، ماجرای سهام‌ مسموم و دیون خارجی / مهرداد وهابی
خلاصه مطلب:

ریشه‌ی بحران مالی امروز نه در بازار مسکن که در بدهی‌های خارجی آمریکا نهفته است. تنها طی چهار سال گذشته بخش خصوصی ایالات متحده مبلغی معادل سه تریلیون دلار از خارج قرض کرد. این پول مستقیم و غیرمستقیم از کشورهایی نظیر چین، آلمان، ژاپن و عربستان سعودی به سوی آمریکا سرازیر شده است که در معاملات تجاری خود با آن کشور از مازادهای تجاری عظیم برخوردارند. سرمایه‌گذاران خارجی دارایی‌های خود را به نهادهای مالی آمریکا واگذار کردند و این دارایی‌ها در آمریکا پول وام‌های رهنی را تأمین کردند. به‌عبارتی ساده‌تر، آمریکایی‌ها پس‌اندازهای جهانی را در کشور خود جمع کردند و از قِبَل آن به مصرف انبوه خود ادامه دادند. جهانی‌سازی برای آمریکا منشأ خیر بوده است و بدون آن دولت آمریکا نظیر دولت ایسلند از مدت‌ها پیش مجبور به اعلام ورشکستگی بود. تنها تفاوت ایسلند که در دو دهه‌ی اخیر شاگرد ساعی مکتب نولیبرالیسم و مدل آمریکایی سرمایه‌داری بوده است همین محرومیت از مزایای جهانی‌سازی بود و بس. برای آمریکا، جهانی‌سازی یعنی ‌جهانی‌شدن دیون و قروض این کشور، یعنی صدور لااقل نیمی از وام‌های مسموم به خارج، یعنی تنزل قیمت دلار و صدور کالاهای آمریکایی، یعنی افزایش قیمت یورو در قبال دلار و رکود پولی اروپا. آمریکا بدهی‌ها، رکود اقتصادی و هزینه‌‌های جنگی خود را جهانی کرده است.

 2- گزارشي از مذاكرات مخفي ايران و امريكا

 ۳- علي الظاهر الطاف بيش از حد به زن مختص ايران نيست. اين دو عكس رو نگاه كنيد و ببينيد روزنامه هاي دست راستي اسرائيل چطوري عكس زنان رو از عكس دست جمعي كابينه اسرائيل حذف كردن.

 ۴- ميدونين يك تريليون دلار كه اين روزها ازش زياد اسم برده ميشه، چقدره؟ اين رو ببينيد.

 ۵- اين رو هم ببينين، بد نيست. خبرهاي پشت پرده اي از رقابتهاي انتخاباتي داره. راست و دروغش گردن خودش.

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 14:28  توسط کیوان  | 

HAARP- آيا زلزله بم كار امريكا بوده است؟!!!

نمي‌دونم تا به حال درباره پروژه HAARP چيزي شنيدين يا نه. كافيه توي google يه جستجوي مختصر بكننين تا يه عالمه اطلاعات بياد. (بطور خاص مي‌تونين كلمات HAARP+ Bam+ China+ earthquake رو جستجو كنين.) من از بين مقاله‌هاي مختلف انگليسي و فارسي اين رو انتخاب كردم. بخشي رو هم از اين يكي انتخاب كردم. نمي‌دونم چقدر واقعيه، چقدر جنگ تبليغاتي و چقدر توهم توطئه. اما بهرحال قابل تأمله. زياد كاري به اين نداشتم كه نويسنده اين سايتها كيه و سايتها معتبر هستن يا نه. فقط خواستم موضوع رو مطرح كنم. بنابراين بخش‌هايي از اين مقاله‌ها رو در زير ميارم. مطالب زياد ديگه اي رو هم خودتون مي تونين جستجو كنين.

هر چند نمي‌تونم بگم كلا چرنده، اما بهرحال مشكوكه. اينكه بصورت آماري نشون ميده تعداد نوع خاصي از زلزله‌ها در برخي نقاط جهان –مثل ايران- از زمان راه‌اندازي هارپ زياد شده، جالبه، اما تعميم دادنش به اينكه مي‌تونه جت و كشتي و ناو و سيستم انتقال برق و كامپيوتر و هزارتا چيز ديگرو از كار بندازه، به نظرم عجيبه. بيشتر براي گسترش آمريكاهراسي به درد مي خوره. به عنوان مثال اين سؤال مي‌تونه پيش بياد كه اگه چنين كارايي‌هاي متنوع و عظيمي داره، چرا تو جنگ 33 روزه اسرائيل- لبنان يا برخي موارد مشابه نشونه‌اي ازش ديده نشد؟ و یا اینکه چرا باید کسی دلفین های خلیج فارس رو بکشه؟ برای تست؟ نمی دونم. در هر صورت ببينيد. قابل تأمله:

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی) تاسيس شده است. ولی در واقع پروژه ای است كه به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است. اين پروژه مشترك نيروي هوايي، دريايي و سازمان‌ ناساي آمريكا است و متشكل از سيستمي از آنتن‌هاي بسيار قدرتمند است.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند. اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادرند نه تنها به عمق دريا بروند، بلکه فراتر رفته و به اعماق زمين نيز وارد شوند. با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معدن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

اگر در مورد پيشينه اين قضيه اطلاعاتي بخواهيم، مي‌توان گفت در دهه 1970، «برژنسكي» مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا در كتاب خود با عنوان «بين دو عصر» در اين باره اين گونه پيش‌بيني نمود: «تكنولوژي در آينده در اختيار رهبران دولت‌هاي بزرگ قرار مي‌گيرد و توسل به شيوه‌هايي از جنگ‌هاي پنهاني كه نيازمند حداقل نيروي انساني است، جايگاهي خاص پيدا خواهد كرد كه از جمله اين گونه شيوه‌ها، مي‌توان به دستكاري‌ها و تغييرات تعمدي جوي اشاره نمود كه مي‌تواند به خلق مثلاً  دوره‌هايي بلندمدت از خشكسالي و يا ايجاد توفان دامن زند.»

در فوريه سال 1998، در واكنش به گزارش خانم «ماج برين تئورين» درباره اين پروژه، كميته امور خارجي امنيت و سياست دفاعي پارلمان اروپا، اقدام به صدور بيانيه‌اي نمود كه در بخشي از آن مي‌خوانيم:
به واسطه پيامدها و تأثيرات گسترده اين پروژه بر محيط زيست و نگراني‌هاي جهاني آن و هم چنين توجه به ملاحظات قانوني، اخلاقي و نيز عواقب زيست محيطي آن، بايد هيأت بين‌المللي مستقلي به بررسي ماهيت آن بپردازد. اين كميته، به واسطه امتناع مجدد دولت آمريكا از ارائه توضيح درباره اين پروژه، مراتب تأسف خود را ابراز مي‌دارد. با اين وجود، به واسطه فقدان اختيارت لازم، تقاضاي اين كميته براي تهيه پيش‌نويس درباره تأثيرات زيست محيطي فعاليت‌هاي نظامي اين طرح، هم چنان بي‌نتيجه مانده است.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد. ٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

        

 2- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

 3- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 4- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

5- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 در اينجا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آمده است. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

  همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آمده است.

 

 

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با:  ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 ٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

   چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

 

 ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

 بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی!

  دلفین های چه شدند؟

 

 در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 11:51  توسط کیوان  | 

یعنی چی؟

اين زوج خوشبخت! بوش- اولمرت اين آخر كاريا ديگه گندشو بالا آورده بودن. قضيه قطعنامه سازمان ملل كه يادتون هست؟ خود امريكا يكي از تنظيم كنندگانش بود اما در نهايت به قطعنامه اي كه خودشون تنظيم كرده بودن رأي مثبت ندادن! راستي چقدر ممكنه نفوذ يك كشور توي كشور ديگه بالا باشه كه همچين اتفاقي بيفته؟ بخشي از مصاحبه اولمرت با AFP رو بخونين تا بيشتر فيض ببرين. عنوان مصاحبه رو اين انتخاب كردن:

Rice shame-faced by Bush over UN Gaza vote: Olmert

 "گفتم تلفني با پرزيدنت بوش تماي بگيريد. به من گفتند وسط سخنراني اي در فيلادلفياست. گفتم اهميتي نمي دهم. همين الان بايد باهاش صحبت كنم. [بوش] از پشت تريبون آمد پايين و با من صحبت كرد. بهش گفتم كه ايالات متحده نمي تواند به قطعنامه راي مثبت بدهد. نمي شود كه به چنين قطعنامه اي راي مثبت بدهد. او [بوش] سريع به وزير امور خارجه زنگ زد و بهش گفت كه راي مثبت ندهد. رايس واقعا شرمنده شده بود؛ قطعنامه اي كه خودش آن را آماده و تنظيم كرده بود و حالا آخر سر خودش بايد به آن راي منفي مي داد."

ايهود اولمرت - در مصاحبه با اي.اف.پي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 19:55  توسط کیوان  | 

غزه، شرم بشریت

مدتی بود می خواستم در مورد غزه و دردی که در وجود هر کس - كه کوچکترین اثری از انسانیت در وجودش مانده- ايجاد مي كند، بنويسم. دردي ديگر اما، خراش عميق تري بر جاي مي گذارد اين روزها. به الشخصه احساس نمي كنم شرمساري موضعگيري منحصر بفرد بخش قابل توجهي از جامعه روشنفكري ايران، چيزي كم از نفس جنايات اسرائيليها داشته باشد. اينكه به خاطر لجبازي كودكانه با حكومت ايران، چشمانت را كور كني و پرده اي ضخيم بر خردت بكشي، طعنه زشتي به لفظ «روشنفكر» مي زند و پوزخندي دشنام وار بر حيثيت معناي روشنفكري مي اندازد. اينكه مبناي عمل سياسي فرد يا جرياني، مخالفت با و واكنش به تجسمي بيروني باشد – هر كه مي خواهد باشد، حكومت ايران يا هر چيز ديگر-  راه را بر نوع تفكر مستقل، پويا و انساني مي بندد و آنگاه از لفظ روشنفكر چيزي بر جاي نمي ماند جز تعفن مردابي ايستا.

اينها را خيلي وقت بود كه مي خواستم بنويسم و دوست داشتم يك حداقل تشكل ابتدايي و چند نفره – حتي- مي داشتيم تا بتوانيم فرياد بزنيم ما در اين شرمساري عظيم شريك نيستيم. زخمهايمان هم از سياستهاي تجاوزكارانه و جنايتكارانه اسرائيل عميق تر مي شود، هم از لشكركشيهاي 10000 كيلومتري امريكا. هم جو امنيتي- نظامي را كه جناح اقتدارگراي جمهوري اسلامي در حال تدارك ديدنش هست، با گوشت و پوست لمس مي كنيم و هم خيانت روسپي وار حكومتهاي عربي را به مردم غزه.

مي خواستم قبلا بنويسم اما نمي نوشتم، چرا كه مي دانستم خشم مانع از رعايت كليشه هاي هميشگي و آداب مرسوم روزمره مان مي شود. نوشتم اما، خصوصا وقتي جايي خواندم جوانمردي پيدا شده كه اين چنين افشاگرانه بگويد:

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

بهمن احمدی امویی روزنامه نگار دوم خردادی و سردبیر روزنامه سرمایه با انتقاد شديد از عملكرد روزنامه هاي دوم خردادي در فاجعه غزه نوشت: در حالیکه در همه جای جهان حمله اسراییل به غزه محکوم می شود، اصلاح طلبها با این جنایت به مثابه موضوعی کم اهمیت بر خورد می کنند.

به گزارش پلاک‏نیوز، بهمن احمدی امویی طي يادداشتي در وبلاگ خود، با انتقاد از موضع دوم خردادی ها در بر خورد با جنایات در غزه نوشت: در همان سرزمینهای اشغالی گروههایی ازمردم ، نهادهای مدنی و گروه های دانشجویی یهودی با در دست داشتن پرچم فلسطین در خیابان های اسرائیل راهپیمایی می کنند و خواهان پایان یافتن جنگ و آزادی فلسطینی ها هستند ؛ در اروپا تیتر یک و عکس اول تمام روزنامه های مطرح در چند روز گذشته به فلسطینی ها و حملات اسرائیل به غزه اختصاص داده شده است ؛ در شیکاگو ، واشنگتن و لوئیزیانای آمریکا مردم با به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطین شعار می دهند " اشغال مساوی است با تروریسم" ، "هلو کاست در غزه در حال اجرا است" و "فلسطین را هم اکنون آزاد کنید."

در حاليكه شبکه های خبری مهم جهان چون" سی . ان . ان" ، "بی. بی. سی" ، "یورو نیوز" و الجزیره مهمترین گزارش ها و خبرها و اتفاقات مربوط به حمله اسرائیل به غزه را در صدر اخبار و گزارش های خود قرار داده اند. با این همه گروهی از دانشجویان اروپایی یک "پتیشن" برای جمع آوری امضا علیه بی . بی . سی راه انداخته اند، چرا که از نظر آنها بی بی سی به اندازه کافی به موضوع غزه
نمی پردازد و برخی از خبرها و گزارش هایش تا حدودی جانبداری از
اسرائیل به نظر می رسد؛ در همین حال درژاپن سهام شرکت هایی که اسرائیلی ها در آن سهامدار عمده هستند، با افت قیمت و صف های فروش مواجه شده است.

احمدی امویی در باره واکنش روزنامه ها و محافل دوم خردادی به این بحران جهانی نوشت: اما در ایران، روزنامه ها اصلاح طلب چون دفاع از فلسطین را موضع رسمی نظام جمهوری اسلامی می دانند، به گونه ای با این موضوع برخورد می کنند که یا اهمیت خبری ندارد و یا به دلیل ترس از قهر حاکمیت و از روی ناچاری، رویدادهای فلسطین را به صورت حاشیه ای و کمرنگ پوشش خبری می دهند، تا مبادا موضع گیری این ها همطراز با موضع جمهوری اسلامی تلقی شود. بنابراین تمرکز خبری لازم را بر این حادثه نشان نمی دهند.

وی از عدم انتشار بیانیه های حمایت از ملت فلسطین در روزنامه های دوم خردادی پرده برداشت و تصریح کرد: وقتی اعضای چند گروه مدنی و صلح طلب در ایران با در دست داشتن بیانیه های خود که در دفاع از فلسطینی ها نوشته ان ، به روزنامه های دوم خردادی مراجعه می کنند و درخواست انتشار آن می کنند ، پاسخ می شنوند " شما باید در بیانیه های خود حماس و حملات او را هم محکوم کنید!"

روزنامه نگار دوم خردادی در این باره افزود: مسولان و برخی از دست اندر کاران و مدیران تحریریه این روزنامه ها به این افراد می گویند : چون جمهوری اسلامی ازفلسطینی ها دفاع می کند ما با آن مخالفیم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 23:14  توسط کیوان  | 

سه كيلو گلابي!

موسوي لاري (وزير كشور خاتمي) خاطره جالبي تعريف كرده كه استدلال قشنگ جناح راست رو براي نوع رفتارشون در انتخابات و حذف مخالفان تبيين و تئوريزه! مي‌كنه:

ماجرای سه کیلو گلابی در انتخابات خبرگان

وزیر کشور دوران اصلاحات با بیان اینکه برداشت من این است که در انتخابات مجلس سوم بحث بر سر این بود که مردم قدرت گزینش و انتخاب داشته باشند و بتوانند از بین نیرو های متدین و صالح آن هایی را که خودشان شایسته می دانند ٬ انتخاب کنند، گفت:«مرحوم آیت الله آذری قمی خیلی صریح و شفاف بود و حرف هایش را بسیار رک و صریح می زد و من همیشه به خاطر همین صراحت لهجه به ایشان علاقمند بودم اگر چه اختلاف نظر مبنایی هم داشتیم. داستان سه کیلو گلابی را ایشان در تبیین اندیشه جناحی که خودش جزو آن جناح بود بیان کرده بود و آن این بود که در انتخابات خبرگان برای استانی سه نماینده لازم بود و شورای محترم نگهبان هم همه کاندیدا ها را به نحوی کنار گذاشته بود و تنها سه نماینده را باقی گذاشته بود و مردم هم باید می آمدند پای صندوق و به همین سه نفر رای می دادند٬ اعتراض شد که آخر این چه جور انتخابی است؟ چه جور رای دادنی است؟ ایشان گفتند که نه خیر این انتخاب و گزینش هست و در تبیین دیدگاه خودشان گفتند که شما فرض کنید که نصف شب هست و برای شما مهمان می آید و می روید میوه فروشی و می گویید که آقا سه کیلو گلابی بدهید و میوه فروش ظرف میوه را نشان می دهد و در آن تنها سه کیلو گلابی باقی مانده است. شما همان سه کیلو را می خرید و می برید٬ خوب انتخاب کرده اید دیگر.

اين استدلالش منو كشته! ظاهرا هميشه نصفه شبه تو اين مملكت!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 7:38  توسط کیوان  | 

لیگ هشتم

 

از شما دعوت می کنیم به نتایج لیگ برتر قهرمانان باشگاههای محبس هشتم توجه بفرمایید.

 

به گزارش خبرگزاری نگهبان، در چارچوب رقابتهای لیگ هشتم، دو باشگاه زردپوشان بدبخت و سیاه پوشان قمه به دست به رقابت پرداختند.

 

از آنجا که قبل از آغاز مسابقات کمیته انضباطی تیم الف زردپوشان را به دلیل اعتراض به داور به 100 سال محرومیت محکوم کرده بود و رئیس فدراسیون فوتبال نیز تیم ب این باشگاه را به دلیل عدم عذرخواهی از داور از دور مسابقات اخراج نمود، تیم زردپوشان بدبخت تصمیم به ترک مسابقات و گذراندن تعطیلات در بنیاد باران نمودند که متوجه شدند آنقدر باران آمده که سیل بنیاد را با خود برده. بنابراین چشم انتظار اقدام انقلابی رئیس سازمان تربیت بدنی ماندند. وی که به هیچ وجه با برگزاری لیگ غیر رقابتی میانه ای ندارد، طی یک اقدام انقلابی- رقابتی اعلام نمود به هیچ عنوان در تاریخ لیگ، مسابقه یک تیمه برگزار نشده و بنابراین زردپوشان بدبخت موظفند با تیم جوانان خود در مسابقات شرکت کنند.

از این رو تیم زردپوش طی اقدامی ارزشی- ورزشی با تیم «جوانان پیر شده» خود در مسابقات حضور یافت.

 

از آنجا که جوانان پیر شده زردپوش بدبخت تنها 2 روز پیش از مسابقات خبر شده بودند و از طرفی به دلیل کهولت سن حال دویدن و اینهمه مسابقه را نداشتند، رئیس فدراسیون فوتبال با ارفاق، آنها را از حضور در دو سوم بازیها معاف نمود و در نتیجه پیش از آغاز لیگ، باشگاه سیاه پوشان قمه به دست دو سوم بازیها را با نتیجه 3 بر صفر به سود خود به پایانرساندند.

 

دیروز مسابقات، در یک سوم بازیهای باقیمانده پی گرفته شد و طی آخرین گزارشها، در حالیکه نیمی از تماشاچیان طرفدار زردپوشان بدبخت خسته شده، زمین را ترک کرده بودند، برخی در حال تخمه خوردن به بازیکنان فحش می دادند و بقیه داور مسابقه را مورد لطف خود قرار می دادند، تیم ملی سیاه پوشان با تمام لژیونرهای خود با اقتدار تمام با تیم جوانان پیر شده زردپوشان بدبخت به تساوی دست یافتند. برخی از بازیها نیز به وقت اضافه کشیده شده است.

 

بنابراین برآورد می شود در پایان لیگ، تیم زردپوشان بدبخت با کسب نیمی از یک سوم امتیازات بتواند حدود یک ششم امتیازات را به خود اختصاص دهد.

در حال حاضر بازیکنان تیم سیاه پوش نیز برای تقسیم جوایز با قمه به جان هم افتاده اند.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 20:30  توسط کیوان  | 

لیست اول انتخابات تهران

به نظر من اگر اعضاي ليست زير كانديدا بشن، مردم عزيز و هميشه در صحنه همچين بهشون رأي ميدن كه هيچ حزبي به پاشون نرسه:

 

1- فردوسي پور

2- علي دايي

3- افشين قطبي

4- عليرضا افتخاري

5- حسيني (مجري فراري تلويزيون!)

6- گلزار

7-  مهناز افشار

8- مهران مديري - راي در حد انفجار

9- جواد رضويان 

10- رضا شفيعي جم

11- علي پروين

12- سهيل محمودي

14- بهرام رادان

15- هديه تهراني

16- نيكي كريمي

17- محسن نامجو

18- مريم دي جي

19- زهرا اميرابراهيمي

20- ناصر خان (حجازی)

21- خداداد عزيزي

22- پائولو كوئيلو (البته با تغییر ملیت!)

23- مریم حیدرزاده

24- محسن چاووشی

25- یانگوم (ایشون احتمالا به تغییر ملیت هم احتیاجی ندارن، عضو افتخاری هستن)

26- فرزاد حسنی

27- هومن و کامران (اینا یه نفر محسوب میشن)

28- فهیمه رحیمی

29- ...................

30- ...................

 

به دلیل حساسیت موضوع، و رقابت نزدیک با احزاب رقیب، منتظر پیشنهادها و انتقادات امت همیشه در صحنه، به منظور تقویت هر چه بیشتر لیست هستیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 11:35  توسط کیوان  | 

نوابغ در ایران و امریکا!

1.       این نظرسنجی که توسط موسسه گالوپ انجام شده قدیمی است (۱۹۹۹) اما حاوی نکته جالبی است. در این نظرسنجی ضمن طرح سئوالات مختلف برای اندازه گیری میزان اطلاعات مردم آمریکا از آنان سئوال شده آیا زمین به دور خورشید می گردد؟ در پاسخ به این سئوال ۱۸ درصد ( از هر ۵ نفر ۱ نفر ) گفته اند نه، این خورشید است که به دور زمین می چرخد و ۳ درصد اظهار بی اطلاعی کرده اند!

نابغه کم نیست تو دنیا.

2.       همونطور که می دونین، همیشه توی مجلس قبل از ورود به دستور جلسات روزانه، نمایندگان اگر مسأله مهمی وجود داشته باشه، به رئیس جمهور و وزرا تذکراتی رو به صورت کتبی و شفاهی میدن. رادیو روشن بود و تذکرات یکی پس از دیگری در میان ناباوری بنده سرازیر
می شدن.

در این اوضاع وانفسایی که از یه طرف دارن قطعنامه سوم تحریم رو هم صادر می کنن و از اونطرف حدود 30-40 درصد از کاندیداهای نمایندگی مجلس رد صلاحیت شدن و از این یکی طرف هم تورم چسبیده به سقف و ...، به بخشی از تذکرات گهربار نمایندگان عزیز مردم در مجلس به هیأت دولت گوش فرا دهید:

-          تذکر نماينده‌ي تفت به وزراي بازرگاني، امور اقتصادي و دارايي و امور خارجه: ضرورت قطع كليه روابط سياسي و اقتصادي با هلند در صورت صدور مجوز پخش فيلم ضد قرآني

-          تذکر نماینده آذرشهر: درخواست دستور رئیس جمهور برای صدور مجوز احداث نانوایی های بیشتر در شهر آذرشهر!

-          تذکر نماینده ...: درخواست دستور وزیر محترم نیرو برای جلوگیری از افت ولتاژ برق در روستاهای جیرفت در تابستان آینده!

-          تذکر به وزیر ارشاد برای بستن سایتهایی که اقدام به انتشار نظرسنجی در زمینه محبوبیت کاندیداهای انتخابات می کنن! (نماینده مردم داره اینو میگه ها!)

-          تذکر به وزیر راه برای تسریع در احداث راههای روستاهای بوانات!

-          تذکر به وزیر امور خارجه در مورد برخورد با سفیر سوئیس به دلیل انجام اعمال منافی عفت در مراسم برگزار شده در سفارت سوئیس.

-          تذکر نماينده‌ي مياندوآب به وزير راه و ترابري: رسيدگي به علت تأخير 14 ساعته پرواز 276 مورخ 22 بهمن 86 اروميه ـ تهران و فرود آمدن آن در فرودگاه امام(ره) به جاي فرودگاه مهرآباد و ايجاد سرگرداني براي مسافران.

-          تذکر نماينده‌ي فريدن به وزراي بازرگاني و جهادكشاورزي: تسريع در پرداخت بهاي چغندرقند خريداري شده 5 ماه گذشته از كشاورزان شهرستان فريدن.

-          تذکر به وزير جهادكشاورزي: رسيدگي به علت عدم خريد تضميني پياز و ايجاد خسارت به پيازكاران.

-          ...

باور کنین. خالی نمی بندم. همینه که هست. درفشانیهای نوابغ مجلس کبرای هفتم. خدا آخر و عاقبت ما رو ختم به خیر کنه با مجلس عظمای هشتم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 18:30  توسط کیوان  | 

دموکراسی امریکایی

یک نکته جالب از دموکراسی امریکایی از وبلاگ شهیر:

 

... در هر ایالت علاوه بر این که مردم تعدادی نماینده را که از یک کاندیدا حمایت می کنند انتخاب می کنند (که بعدا این نمایندگان در کنوانسیون بزرگ حزب با حمایت خود از کاندیدای مورد نظرشان برنده نهائی را رقم خواهند زد)، یک گروه از خواص نیز از سوی حزب که افراد رده بالا از قبیل نمایندگان مجلس، فرمانداران و رهبران حزبی هستند با رای خود می توانند نتیجه نهائی آراء مردم را بکلی بر هم بزنند. این گروه که ٠٫٠٠٠٠۰۳ درصد جمعیت را تشکیل می دهند قدرتی معاول ١٩٫۶درصد از آراء را به خود اختصاص داده اند. با نگاهی به آراء هیلاری کلینتون و برک اوباما (در روزیکشنبه صبح ۱۰ فوریه) متوجه می شوید که این گروه نخبگان که به نام فوق نماینده به Superdelegates معروف هستند چگونه توانسته اند تا این لحظه بر نتیجه انتخابات تاثیر بگذارند.

هیلاری کلینتون : ۹۳۰ نماینده متعهد + ۲۳۴ فوق نماینده یا نخبگان = ١۱۶۴ نماینده

برک اوباما : ۱۰۰۳ نماینده متعهد + ۱۵۶ فوق نماینده یا نخبگان =۱۱۵۹

حتی تصور چنین امری که در آمریکا که یکی از موثرترین و با سابقه ترین دموکراسی های جهان است نخبگان بتوانند این چنین بر سرنوشت انتخاباتی با این درجه از اهمیت تاثیر بگذارند، برای انسان مشکل است. اگر آراء این فوق نمایندگان نبود بدلیل اینکه شانس اوباما (آن چنان که گفته می شود) در ایالات دیگر بیشتر است و نیز به این دلیل که جبهه هیلاری به کمبود مالی دچار شده و با محدودیت قانونی برای جذب کمکهای مالی روبروست، احتمال داشت که نتیجه به نفع اوباما تمام شود. اما حضور ٨٠٠ نفر نخبه در برابر ٣٢٠٠ نماینده از سوی مردم با توجه به ارتباطات فوق العاده گسترده شخص بیل کلینتون در حزب، شانس کمی را برای اوباما باقی می گذارد.

مهم تر از همه فراموش نکنیم که حامی اصلی اوباما یعنی برژینسکی و جناح او در شورای روابط خارجی نه تنها از حمایت لابی اسرائیل برخوردار نیستند، بلکه تقریبا در تضاد و تقابل با آنان قرار دارند.

-------------------------------------

گوئی اینکه یکمرتبه این مسئله Superdelegates ها نظر خیلی ها را در آمریکا جلب کرده و سر و صدای زیادی درست شده است. یکی از بزرگترین سازمان های پیشرو در آمریکا (و شاید بزرگترین آنها) بنام MoveOn.org در حال جمع آوری امضاء است که این موقعیت غیرمنطقی برای یک عده "الیت" که هر کدام معادل ۱۰۰۰۰ نفر حق رای دارند از میان برود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 10:11  توسط کیوان  | 

تحریمها

1. آقایون میگن تحریمها هیچ اثری نداشته! البته حق دارن لابد. اونا که قرار نیست متوجه آثار تحریم بشن. اما مثال به حد کافی از آثار ملموس تحریم وجود داره. من الآن می خوام یکیشو که امروز بهش برخوردیم، بنویسم.

با دو تا از دوستان یه مقاله فرستادیم برای یه کنفرانس. حالا که پذیرفته شده، باید برای ثبت نام یه پولی رو می ریختیم به یه حساب توی امریکا.

بعد از مراجعه به دو سه تا بانک (سامان، صادرات و ملی) متوجه شدیم اصلا امکان همچین کاری نیست که از بانکی توی ایران، مبلغی واریز بشه به بانکی توی امریکا. دو تا راه حل پیشنهاد کردن: اول اینکه با واسطه یک بانک خارجی –مثلا توی کویت یا دبی- این کارو انجام بدن، که در اینصورت کارمزد بانکها (مبدا، واسط و مقصد) خیلی زیاد میشه بطوریکه نسبت کارمزد به اصل پول بالاست و توجیه نداره. دوم هم اینکه از طریق یه صرافی این کارو انجام بدیم که اون هم یه مقدار مشکل زمان داشت. خلاصه برای منتقل کردن 390 دلار ناقابل، کلی ما رو مچل کردن. اینه رایحه خوش خدمت!

 

2. یه سفر خارجی پیش اومده بود و چندتا از افراد شرکت باید می رفتن به کشوری در اون سر دنیا. طبیعتا به یه فرودگاه واسط نیاز داشتن. هیچکدوم از کشورهای اروپایی حاضر نشد حتی در این حد همکاری کنه. اول دنبال ویزای ترانزیت بودن (3 روزه!) اما ندادن. بعد حتی به کمتر از این هم راضی شده بودن اما باز هم موافقت نکردن. آخر سر مجبور شدن از طریق سوریه برن!!

 

خوب البته لابد این چیزا ربطی به تحریمها و سیاستهای موجود نداره!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 19:38  توسط کیوان  | 

الگوی مصرف سوخت

 

این مسؤولین محترم و قشنگ ما انقدر باحالند که آدم لذت می بره. همین چند ماه پیش بود که یه محشر کبرایی درست کردن سر اینکه: آی ایها الناس، بنزین سوخت خوبی نیست و ما قدر همه دنیا گاز داریم و گاز سوخت بسیار زیباییست و باید همه خودروها رو گازسوز کنیم و از این حرفها. بعد هم شروع کردن به تغییر خط تولید خودروها و ایجاد جایگاههای CNG و ایجاد کارگاههای تبدیل خودرو و ...

فقط یه قلمشو که من خبر دارم، یه قرارداد حدود 2 میلیارد دلاری با صنایع دفاع بستن برای تبدیل 5/1 میلبون خودرو از بنزین سوز به گازسوز.

 

هر چی هم یه عده گفتن «بابا ما خودمون تو فصل سرما مشکل گاز داریم. چرا مشکل کمبود بنزین رو با یه مشکل جدید جایگزین می کنین؟»، کسی گوشش بدهکار نبود. تنها چیزی که برای نظام خوشگل جمهوری اسلامی اهمیت داشت، این بود که خطر تحریم بنزین رو کاهش بده.

 

حالا هنوز 1 سال نگذشته که گاز چند تا شهر قطع شده و مردم بدبخت تو سرما دارن می لرزن. آقایون هم احداث جایگاههای جدید CNG رو فعلا قطع کردن. همین آقایون با استعداد حالا که اینجوری شد میگن: «ما به دنبال جایگزینی گاز بجای بنزین در بخش خودرو و جایگزینی سوختهای جایگزین بجای گاز در سایر بخشها هستیم.» خوب خدا خیرتون بده. از اول فکر سوخت جایگزین دیگه ای توبخش خودرو می کردین. مثل کشورهای دیگه که رفتن سراع دیزل جدید یا موتور هیبریدی. خداییش باحال نیستن اینا؟ شوخیشون گرفته؟

 

مثل اینه که دلت درد کنه، بری یه قرصی بخوری که دل دردتو خوب کنه اما باعث بشه سکته قلبی هم بکنی. حالا برو دنبال درمون سکته ات. خدا عاقبتمونو به خیر کنه با این پرفسورها!

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 21:32  توسط کیوان  |