خداييش به نظر شما اين خبر طنزه يا جدي؟
اخطار كميسيون احزاب به دو حزب اصلاح طلب
عباسزاده مشكيني گفت: مجموعه عملكرد و بيانيهها و مواضع سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت ايران اسلامي در نشست كميسيون ماده 10 احزاب مورد بررسي قرار گرفت و مقرر شد مستند به قانون به اين تشكلها اخطار داده شود.
همچنين با تقاضاي تاسيس كانون صنفي دامپزشكان شيراز، كانون حسابداران آذربايجان غربي و انجمن صنفي روانپرستان موافقت شد. دبير كميسيون ماده 10احزاب از موافقت با صدور پروانه فعاليت كانون طراحان پارچه و پوشاك، كانون بازيكنان فوتبال حرفهاي ايران خبر داد. همچنين تقاضاي تمديد پروانه فعاليت كانون مهندسان ساختمان تهران، كانون مربيان فوتبال، انجمن گردانندگان قلب و ريه مصنوعي و انجمن متخصصين امور ذيحسابي مورد موافقت قرار گرفت.
به نظر شما اصولا تا وقتي كانون صنفي دامپزشكان شيراز، كانون حسابداران آذربايجان غربي، انجمن صنفي روانپرستان، كانون طراحان پارچه و پوشاك، كانون بازيكنان فوتبال حرفهاي ايران، كانون مربيان فوتبال، انجمن گردانندگان قلب و ريه مصنوعي و انجمن متخصصين امور ذيحسابي وجود دارند، به وجود احزاب بياهميتي مثل مشاركت و سازمان مجاهدين نيازي هست؟
+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 11:1  توسط کیوان
|
اين روزها بازار بحث در مورد نسلها گرم است كه بهطور نمونه ميشود به مقالههاي آقايان تمدن و مشايخي در اين مورد اشاره كرد. خلاصه بحث هم اين است كه نسل اول انقلاب ايدئولوژي داشت، انقلابي بود، دنبال آزاديهاي سياسي بود و نهايتا انقلاب كرد، و همينطور نسل بعدي كه در دوران جنگ نوجوان بود و در محيطي بسته و خفقانآور رشد كرد و چون جز سركوب نديد، از انقالاب دل خوشي نداشت. به دنبال اصلاح بود و روش پيگيريش را در صندوقهاي رأي ميديد و نهايتا دوم خرداد را خلق كرد و بعد هم البته سرخورده شد. حالا نسل سومي آمده كه در دوران نوجوانيش دوم خرداد را ديده و از انقلاب و جنگ و دوران سركوب خاطره روشني ندارد. بنابراين بهجاي كنار آمدن با محدوديتهاي اجتماعي- سياسي حكومت و پذيرش سركوب، نافرمانيهايش را ابتدا در سطح آزاديهاي اجتماعي به سطح خيابان آورد و حالا كه ميبيند با اين انتخابات دارند همه وجودش را تحقير ميكنند، با همه وجود به خيابان آمده است. سن بين 18 تا 24 سال اكثر دستگيرشدگان، مجروحان و كشتهشدگان اين موضوع را تأييد ميكند. بعد هم نتيجه بحث اين است كه آقايان حكومتي بدون درك اين مسأله، فكر ميكنند با دستگيري سران نسل اول و دوم ميتوانند اين حركت را خاموش كنند، در صورتيكه اينطور نيست.
من ميخواهم يك نكته ديگر اضافه كنم. و آن اينكه به فرض (فرض محال كه محال نيست! آرزو هم بر جوانان عيب نيست!) كه اين حكومت اين بار دومي هم بجهد و اين جنبش نسل سوم را هم رد كند، با جنبش نسل چهارم ميخواهد چه كند؟ نسل دوم اصلاحطلب بود و نسل سوم فرااصلاحطلب يا شايد به نوعي انقلابي. شايد نسل سوم دنبال سرنگوني كل حكومت نباشد. با نسل چهارمي كه كودكي يا نوجوانيش را اين روزها تجربه ميكند و اگر تا آن زمان، هنوز اين شكل و شمايل از اين حكومت ادامه داشته باشد، آنها قطعا انقلابي و خواهان سرنگونياش هستند، چه ميخواهد بكند؟
يادم ميآيد تا آخرين شبهايي كه اللهاكبر از محلهمان گفته ميشد، اولين كسي كه بر پشت بام ميرفت و آخرين كسي كه صدايش قطع ميشد، پسربچه 10-12 سالهاي بود. از محلههاي ديگري هم چنين شنيدهام. چندين نفر را هم شنيدهام كه به زور بچه 10-12 سالهشان كه روز انتخابات مؤاخذهشان ميكرده، رفتهاند و رأي دادهاند! با اينها ميخواهند چه كنند؟
اميد كه نسل چهارم محكوم به انقلاب نباشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 19:22  توسط کیوان
|
تاريخي نقش بسته بر سنگفرشها،
با قلمويي سياه
هراسي برماسيده بر رخ نقاشها،
از قلمهايي سبز
شبحي گسترده بر گستره تا دوردستها
به سياه كردن هر درخت و هر دشت،
به چركتاب كردن دستبند ندا و سربند سهراب،
به كور كردن چشمان سبز ترانه،
گزمههايي در شهر
ديگهاي سياه خالي رنگرزان و
هجوم لشكريان بر دشتهاي شقايق و لاله
تاريخي سياه بر سنگفرش و
تاريخ اميدي سبز بر دلها.
آگهي ترحيم سبز رنگ رنگ سياه
بر ديوار.
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 7:15  توسط کیوان
|
ماناي ۴ ماهه عزيز ما حالا ديگه هم غلت ميزنه هم قاشق و چيزاي ديگه دم دستشو مي گيره دست و هم يه صداهاي عجيب و غريب خوشمزه اي از خودش در مياره.







+ نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 19:6  توسط کیوان
|
نه، اين بغض را ديگر سر بازايستادن نيست.
الله اكبرهاي شبانه امشب بعد از بيدادگاه و شوهاي تلويزيوني، شكي برايم باقي نگذاشت كه اين درد متراكم و خون برآماسيده، اين بار در دلها و تنها حبس نمي ماند. اين فرياد را اين بار جز فوران راهي نمانده. هرچه مي خواهند دفنش كنند، بلندتر غريو مي كشد.
+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 23:1  توسط کیوان
|
واقعا دست مريزاد داره. چه ميكنه اين بازيكن؟
بعد از اينكه احمدينژاد با فاصله يك هفتهاي با استعفاي مشايي موافقت كرد و به نامه رهبر تن در داد و سپس در فاصله چند ساعته مجددا مشايي رو رئيس دفتر خودش كرد، ظاهرا گرماي وصفناپذير اين عمل قهرمانانه، موجب ذوب شدن لنتهاي ترمز رياست جمهوري شده.
بنابراين ايشان در اقدامي هيجانانگيز، شواليهوار بيرون پريده و عجالتا داره هر كسي رو كه دم دستش مياد مورد مرحمت قرار ميده. طبق خبر تابناك، ايشون اول صفار هرندي (وزير ارشاد) رو عزل كرد، و بعد به فاصله چند ساعت اژهاي (وزير اطلاعات!) رو بركنار فرمود. خيلي باحاله به خدا. من كه موندم تو كف اين موجود.
علاوه بر اون شنيده شده حكم بركناري لنكراني (وزير بهداشت) و جهرمي (وزير كار) رو هم صادر كرده. يعني اصلا حرام بوده انگار كه اين بندگان خدا 8 روز ديگه دوره كاريشون تموم بشه و خود بخود برن پي كارشون. حتما بايد بركنار ميشدن. انقدر جيگره اين آدم كه اصلا حيرون ميموني. الآن خوبي عزيز؟ دلت خنك شد فرصت عزل رو از دست ندادي؟
تو رو به حضرت عباس آدم به اين باحالي ديدين به عمرتون؟ اونوقت انتظار دارين اين عزيزي كه با كابينه خودش اينطوري ميكنه، با رأي ما چي كار كنه؟ با كساني كه تو خيابونن چي؟
توصيه اخلاقي به اعضاي كابينه: تا اصلاع ثانوي رعايت فاصله ايمني ضروري است. برا خاطر خودتون ميگم به خدا.
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 21:36  توسط کیوان
|
24 تير 1388- سقوط هواپيماي تهران- ايروان. 168 نفر كشته
2 مرداد 1388- از باند خارج شدن هواپيماي تهران- مشهد از باند. حداقل 18 نفر كشته
3 مرداد 1388- خارج شدن هواپيماي اروميه- تهران از باند.
3 مرداد 1388- برخورد قطار مسافري تهران- مشهد با قطار تأسيساتي- يك نفر كشته
4 مرداد 1388- فرود اضطراري هواپيماي تهران- مشهد
ميشه يكي بگه چه خبره؟ همينجوري داره ادامه پيدا ميكنه. عمدي نيست به نظر شما؟ حداقل بعضيهاشون؟
+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 16:13  توسط کیوان
|
100 دور گذشت از رفتن زهره. اتفاقات زيادي افتاد در اين مدت كه هيچكدام نتوانست نبودنش را كمرنگ كند برايمان. اين جمعه مي خواستيم برويم پيشش. نشد. شايد اين هفته. خاطره هايش همچنان پررنگ در ذهنمان به حضور خودشان ادامه مي دهند. و نمي دانم تا كي. شايد تا هميشه. براي همه مان.
+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 22:50  توسط کیوان
|