۱- زیر قبض موبایل رو اگه نگاه کنین جمله زیبایی نوشته شده:
«در صورت تغییر پلاک توسط شهرداری به منظور دریافت به موقع صورتحساب خود به دفاتر خدمات ارتباطی جهت اصلاح رایگان آن مراجعه فرمایید.»
نمی دونم چطور ممکنه به ذهن یه نابغه رسیده باشه که برای همچین کاری احتمال اخذ پول وجود داره که تاکید کنه این کار - که حداقل وظیفه شونه- به صورت رایگان انجام میشه. انقدر تو سر این مردم زدن که برای بدیهی ترین چیزها هم سرشون (سرمون) منت می ذارن.
۲- شاید بی ربط به نظر برسه اما یه نابغه دیگه هست که می گفت داشته می رفته سوئیس ادامه تحصیل بده (فوق لیسانس بگیره) اما نتونسته بره. چرا؟ پول نداشته؟ دوری پدر و مادر اذیتش می کرده؟ عشق وطن بوده؟ از سوئیس خوشش نمی امده؟ یه نابغه دیگه زیر قبض موبایلش چیزای عجیب غریب نوشته بوده؟
نه خیر. ایشون یه فروند پیشی نازنین داشتن که می ترسیدن پیشیشون تو قرنطینه بره و بهشون یه وقت سخت بگذره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سفرو کنسل فرمودن.
حالم بهم می خوره از این جور آدما.
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 15:12  توسط کیوان
|
وقتی تابناك بخواد از حقوق بشر دفاع کنه از این بهتر هم نباید از آب دربیاد. بجای «حقوق اولیه بشر» نوشته «حقوق بشر اولیه»:
نقض حقوق بشر اولیه در اسرائیل.
وقتی تیترو می خونی انتظار داری یک گزارش تاریخی در مورد هزاره های پیشین باشه اما خبر مربوط به همین دیروز پریروزهاست.
حالتهای محتمل:
۱- از نظر آقایان ما در ما قبل تاریخ زندگی می کنیم.
۲- اسرائیلیها کلا انسان اولیه اند.
۳- دستور زبان چیز خیلی خوبی است.
۴- اصولا آقایون باید به هر چی به حقوق بشر ربط داره یه گندی بزنن.
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 21:36  توسط کیوان
|
براي خريد رفته بودم سوپر سركوچه. به مكالمه هيجانانگيزي كه درگرفت، توجه بفرماييد:
- يه پاكت شير كم چرب هم لطف كنين.
- اي بابا! چيه هي همه شيركم چرب مي خوان؟ ماست كم چرب مي خوان؟ همه چي رو كم چرب مي خوان؟ ما بچه كه بوديم شير مي خورديم، اين هوا چربي روش بود.
پرسيدم شيراي پرچربشون باد كرده رو دستشون كه ناراحته؟
- نه، برا ما كه فرقي نداره. هر چي فروش داشته باشه، مياريم. شما جوونا بايد اين مملكتو اداره كنين. با اين شيراي كم چرب كه نميشه زندگي كرد!!!
- (همكار محترم فروشنده محترم): آره بابا. مثل اين پدر و مادراي جوون كه تا بچهشون دستش به خاك ميخوره، دعواش ميكنن و ميرن دستشو ميشورن. بچه بايد تو خاك و خل بزرگ بشه!!!
نتيجه اخلاقي: چند تا دارد كه بايد خودتان پيدايش كنيد!
+ نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت 20:58  توسط کیوان
|
نميخواهي بيازاريشان
با خستگيهايت، دردهايت، تنهاييت
فرو ميروي
در عمقي قيرين،
خود فرو كاهنده،
از خود دست كشنده.
فريادرسي ...
+ نوشته شده در شنبه 9 آذر1387ساعت 9:59  توسط کیوان
|
این هم از پیکان عزیزی که در تورنتو برای فروش گذاشته شده!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 12:0  توسط کیوان
|
در دنیای سرمایه داری اسمش را بهره وری می گذارند و عللی برایش می آورند که همه ماجرا را تعریف نمیکند. به این اما در اینجا کاری ندارم. فقط می خواهم از یک تجربه عینی حرف بزنم.
راستش به یک شرکت بزرگ تولیدی کشور مشاوره می دهیم. قرار بود برای بازدید یکی از مقامات از شرکتشان یکسری کارهایی را انجام بدهند و باز هم قرار بود طراحیهای لازم را ما به آنها بدهیم. برآوردی کردیم و در مورد زمان تحویل طرحمان به توافق رسیدیم. زمان توافق شده به شکلی بود که بتوانند ظرف مدت ۳ ماه طرح را اجرا کنند هر چند با توجه به سوابق گذشته هم ما به اینکه بتوانند ۳ ماهه کار را انجام دهند خوش بین نبودیم و هم خودشان.
ما طرح را سر وقت آماده کردیم. از قضا برنامه بازدید تغییر کرد. نه یک تغییر عادی بلکه به نحوی که برای اجرای طرح کمتر از یک هفته وقت بود!
بنابر محاسبات معمول و زمان متداول برای انجام کارها در این شرکت انجام کار غیر ممکن می نمود. همه دستپاچه شده بودند. اما مساله مهم بود و فراهم نشدن مقدمات بازدید برای مدیریت شرکت تبعات قابل توجهی داشت. ناگهان حدود ۵۰ نفر بالاجبار برای اجرای طرح حاضر شدند. از وقت تلف کردن خبری نبود چرا که فشار وارده روی مدیریت به کارگران منتقا شده بود و عواقبی که آنها را تهدید می کرد مسلما وخیمتر از بلایی بود که سر مدیریت سازمان می آمد. خلاصه کنم. در میان بهت و ناباوری کاری که بنا به روال معمول در مدت ۳ الی ۵ ماه انجام میشد تنها در مدت ۴ روز انجام شد!
نتایج مختلفی از این جریان می توان گرفت. ساده ترین نگاه اینکه که بگویی بهره وری در ایران پایین است و اصل تقصیر را هم گردن خصوصی نبودن سیستم یا بهره ور نبودن کارگرها بیندازی. موضوع مسلما عمیق تر از این حرفهاست. اما فارغ از بحثهایی که می تواند به تحلیل چرایی قضیه بپردازد دیدن چنین اتفاق عجیبی با چشمهای خودم واقعا برایم جالب بود. اینکه چه پتانسیل عظیمی برای کار کردن وجود دارد و سیستم با چه عیوب بنیادینی روبروست که کار ۴ روزه را در ۴ ماه انجام میدهد!
+ نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت 20:4  توسط کیوان
|
فيلم My life without me رو ديدين؟ داستان زنيه كه مي فهمه به زودي مي ميره و تصميماتي كه براي مدت كوتاه زنده موندنش مي گيره. ديدنش رو توصيه مي كنم بيشتر از اين جهت كه آدم به فكر فرو مي ره كه اگه خودش بود، دوست داشت چي كار كنه. آرزوهايي كه هميشه فكر مي كنيم براي رسيدن بهشون فرصت زيادي داريم و وقتي متوجه ميشيم، فرصت تمومه، ...
من اگه بودم، دوست داشتم مسافرت برم، تا خرخره كتاب بخونم، موسيقي گوش كنم و بنويسم. شما چي؟ بهش فكر كردين؟
+ نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت 10:13  توسط کیوان
|