نمی دانم، اما بزرگ شدن شايد در اين باشد كه كسي بتواند آنهايي را كه دوستشان دارد، خوشحال كند يا از رنجشان بكاهد، در درجه اول خودش را. و البته نه صرفا براي كسب مهر و تأييدشان.
با اين معيار فكر نمي كنم زياد بزرگ شده باشم تا به حال. اميدوارم كه بشوم.
به معناي عامش كه فكر نمي كنم به اين زوديها بتوانم از اين خردي در بيايم چون بايد حداقل ذره اي از خوشحالي را دست كم تا دوردستهاي سرزميني كه در آن چشم باز كرده ام، زيسته ام و در آن خواهم مرد (دست كم دوست دارم كه چنين باشد) پرتاب كنم، كه طبعا زورم نمي رسد. حداقل هنوز
نمي رسد.
در معناي خاصش هم نمي دانم. اين را بايد جمع نسبتا كوچكي بگويند كه اسم بخش اصلي شان اين زير هست. آنهايي كه به طور خاص دوستشان دارم و البته محدود به اين اسامي نيستند:
روزبه، تهمينه، داريوش، نازي، مهشيد، پويا، ميهن، فهيم، ناصر، حجت، اعظم، ناهيد، فرامرز، فرهاد، ...
بادا كه شاد باشند.
این مردم از بیخ و بن با ما فرق میکنن. این بیخ و بنش هم به اندازه سیصد- چهارصد سالی قطر داره.
--------------------------
دیوانه می دونین یعنی چی؟ دیوانه می شم بعضی از موزیکها رو وقتی می شنوم. تجربه اوج. عمرا اگه بدونین چی می گم.
خوشبختانه موسیقی رو نمی تونن فرانسویش کنن. برای همین رسیتال پیانو توی اپرای ملی فرانسه فوق العاده بود.
البته علی الظاهر اونطوری که یکی از اهالی میگفت سن شروع یاذگیری انگلیسی نسبت به کشورهای دیگه کمی بالاتره و به همین خاطر خیلی مسلط نیستن. توی آمستردام خیلی راحت تر می شد با مردم ارتباط برقرار کرد.
پاریس چندان تمیز هم نیست. خیلی از خیابونا مثل خیابونای تهران کثیف و ناجوره.
در مورد كنسرت اخير همايون شجريان (كه در دو CD منتشر شده)، بيش از اينكه زيباييهاي تكنيكي و يا صداي قوي همايون نظرم رو جلب كنه، نكته ديگهاي برام جالب توجه بود.
عليالاصول توي كنسرتها در پايان كنسرت و بعد از اينكه گروه برگزاركننده كنسرت صحنه رو ترك ميكنن، بعد از تشويقهاي مكرر حضار، گروه برميگردن و قطعهاي رو –احتمالا در پاسخ به محبت حضار- اجرا ميكنن. از اين موضوع كه من شخصا با اصل اين كار ميونهاي ندارم كه بگذريم، در مورد اين كنسرت خاص اتفاق جالبي افتاد. شجريان پدر –همونطور كه همه ميدونين- بهطور سنتي هميشه آخر كنسرتهاش «مرع سحر» رو اجرا ميكرد. من همه مدت تو فكر اين بودم كه همايون ميخواد كدوميك از آثار «نسيم وصل» يا «ناشكيبا» يا «شوق دوست» يا «با ستارهها» رو اجرا كنه؟ هي داشتم با خودم كلنجار ميرفتم كه از نظر خودش، به اصطلاح «آس» آثارش كدومه؟ و اينكه آيا چيزي رو كه اينجا ميخونه، مثل پدرش، حسن ختام تمام كنسرتهاي بعديش هم خواهد بود؟
بعد از تشويقهاي مكرر حضار و حضور مجدد اعضاي گروه دستان در صحنه، با كمال تعجب همون تصنيف «مرغ سحر» به وسيله گروه دستان و اينبار با صداي همايون اجرا شد.
اين چيزاي همايون بين جماعت به اصطلاح هنرمند امروز جامعه ما –كه دچار يك والدگريزي عجيبي شده- به نظرم تكه. اگه مصاحبه فروتنانهاي رو كه با حضور پدرش با يكي از شبكههاي ماهوارهاي انجام داده، ديده باشين، بهتر متوجه درك عميق و سترگي كه از عظمت پدرش و احساس دين و احترام فوقالعادهاي كه نسبت بهش داره، ميشين. البته طبيعتا او بيش از ما به شجريان پدر نزديكه و نتيجتا بيشتر هم بايد قدرشو بدونه.
كاش شاملو هم يكي مثل خودش برامون جا گذاشته بود. حيف!