تبليغاتX
یک استراحت کوتاه

یک استراحت کوتاه

دنیا

گاه دنیا، در انتظار درخشش لبخند بر لبی که دوستش داری، خلاصه می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 19:29  توسط کیوان  | 

بزرگ شدن

نمی دانم، اما بزرگ شدن شايد در اين باشد كه كسي بتواند آنهايي را كه دوستشان دارد، خوشحال كند يا از رنجشان بكاهد، در درجه اول خودش را. و البته نه صرفا براي كسب مهر و تأييدشان.

 با اين معيار فكر نمي كنم زياد بزرگ شده باشم تا به حال. اميدوارم كه بشوم.

 به معناي عامش كه فكر نمي كنم به اين زوديها بتوانم از اين خردي در بيايم چون بايد حداقل ذره اي از خوشحالي را دست كم تا دوردستهاي سرزميني كه در آن چشم باز كرده ام، زيسته ام و در آن خواهم مرد (دست كم دوست دارم كه چنين باشد) پرتاب كنم، كه طبعا زورم نمي رسد. حداقل هنوز
نمي رسد.

 در معناي خاصش هم نمي دانم. اين را بايد جمع نسبتا كوچكي بگويند كه اسم بخش اصلي شان اين زير هست. آنهايي كه به طور خاص دوستشان دارم و البته محدود به اين اسامي نيستند:

روزبه، تهمينه، داريوش، نازي، مهشيد، پويا، ميهن، فهيم، ناصر، حجت، اعظم، ناهيد، فرامرز، فرهاد، ...

 بادا كه شاد باشند. 

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 1:52  توسط کیوان  | 

نتیجه سفر

نتیجه سفر به اروپا رو میشه اینجوری خلاصه کرد:

          این مردم از بیخ و بن با ما فرق میکنن. این بیخ و بنش هم به اندازه سیصد- چهارصد سالی قطر داره.

--------------------------

دیوانه می دونین یعنی چی؟ دیوانه می شم بعضی از موزیکها رو وقتی می شنوم. تجربه اوج. عمرا اگه بدونین چی می گم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 22:9  توسط کیوان  | 

پاریس

فکر کنم وقتی برگردم ایران باید فرانسه خوندنو شروع کنم. یعنی اینکه بری موزه لوور و اونجا همه چی رو به فرانسه نوشته باشن و بلانسبت خوانندگان محترم احساس بزغاله بودن به آدم دست بده فجیعه. با این وجود عظمت هر آن چیزی که آدم توی این مملکت می بینه مسحورکننده ست.

خوشبختانه موسیقی رو نمی تونن فرانسویش کنن. برای همین رسیتال پیانو توی اپرای ملی فرانسه فوق العاده بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 3:13  توسط کیوان  | 

دیار یوروپ!

گذران زندگی توی پاریس اگه فرانسه ندونی واقعا سخته. با رقابت سرسختانه و گاه لجوجانه ای که با زبان انگلیسی در مورد زبان بین المللی دارن مشکل میشه قانعشون کرد که انگلیسی صحبت کنن. شروع که می کنی حرف زدن فرانسه جوابتو میدن و وقتی هم میگی که فرانسه نمیدونی باز هم فرانسه جواب میدن.

البته علی الظاهر اونطوری که یکی از اهالی میگفت سن شروع یاذگیری انگلیسی نسبت به کشورهای دیگه کمی بالاتره و به همین خاطر خیلی مسلط نیستن. توی آمستردام خیلی راحت تر می شد با مردم ارتباط برقرار کرد.

پاریس چندان تمیز هم نیست. خیلی از خیابونا مثل خیابونای تهران کثیف و ناجوره.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 11:22  توسط کیوان  | 

کنسرت اخیر همایون شجریان

در مورد كنسرت اخير همايون شجريان (كه در دو CD منتشر شده)، بيش از اين‌كه زيبايي‌هاي تكنيكي و يا صداي قوي همايون نظرم رو جلب كنه، نكته ديگه‌اي برام جالب توجه بود.

علي‌الاصول توي كنسرت‌ها در پايان كنسرت و بعد از اين‌كه گروه برگزاركننده كنسرت صحنه رو ترك مي‌كنن، بعد از تشويق‌هاي مكرر حضار، گروه برمي‌گردن و قطعه‌اي رو –احتمالا در پاسخ به محبت حضار- اجرا مي‌كنن. از اين موضوع كه من شخصا با اصل اين كار ميونه‌اي ندارم كه بگذريم، در مورد اين كنسرت خاص اتفاق جالبي افتاد. شجريان پدر –همون‌طور كه همه مي‌دونين- به‌طور سنتي هميشه آخر كنسرت‌هاش «مرع سحر» رو اجرا مي‌كرد. من همه مدت تو فكر اين بودم كه همايون مي‌خواد كدوم‌يك از آثار «نسيم وصل» يا «ناشكيبا» يا «شوق دوست» يا «با ستاره‌ها» رو اجرا كنه؟ هي داشتم با خودم كلنجار مي‌رفتم كه از نظر خودش، به اصطلاح «آس» آثارش كدومه؟ و اين‌كه آيا چيزي رو كه اين‌جا مي‌خونه، مثل پدرش، حسن ختام تمام كنسرت‌هاي بعديش هم خواهد بود؟

بعد از تشويق‌هاي مكرر حضار و حضور مجدد اعضاي گروه دستان در صحنه، با كمال تعجب همون تصنيف «مرغ سحر» به وسيله گروه دستان و اين‌بار با صداي همايون اجرا شد.

اين چيزاي همايون بين جماعت به اصطلاح هنرمند امروز جامعه ما –كه دچار يك والدگريزي عجيبي شده- به نظرم تكه. اگه مصاحبه فروتنانه‌اي رو كه با حضور پدرش با يكي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي انجام داده، ديده باشين، بهتر متوجه درك عميق و سترگي كه از عظمت پدرش و احساس دين و احترام فوق‌العاده‌اي كه نسبت بهش داره، مي‌شين. البته طبيعتا او بيش از ما به شجريان پدر نزديكه و نتيجتا بيش‌تر هم بايد قدرشو بدونه.

كاش شاملو هم يكي مثل خودش برامون جا گذاشته بود. حيف!

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 19:13  توسط کیوان  |