به یاد معلمم!
هر از گاهی که به یاد افرادی می افتم که مدتهاست ازشون خبری ندارم و یا به موضوع جدید یا جالب یا ناشناخته ای بر می خورم، یکی از اولین کارها اینه که توی google یه چرخی بزنم ببینم اطلاعاتی ازش پیدا می کنم یا نه. از این طریق از چندین نفر که مدتها خبری نداشتم و یا افرادی که دوست داشتم ازشون اطلاعاتی داشته باشم، با خبر شدم. قدرت خدا!
دیروز داشتم با خودم به یکی از تأثیرگذارترین افراد زندگیم فکر می کردم. معلم کلاس پنجم دبستانم رو میگم که با جون و دل برای ماها به معنای واقعی کلمه جانفشانی می کرد و همیشه از ته دل دوستش داشتم. تقریبا در تمام طول دوره تحصیلی هیچ معلمی به اندازه اون باهام صمیمی نبود.
توی google گشتم اما هیچ اثر یا رد پایی ازش ندیدم. راستش دلم گرفت، که از یه آدمهای عجوج مجوج و بیخودی میشه توی اینترنت خبری، اسمی یا ردی پیدا کرد اما از همچین آدمی که همه عمرشو برای بچه کوچولوهایی مثل اونوقت من گذاشته و در طول 30 سال خدمتش هم حداقل 1000 تا شاگرد داشته، یه نفر پیدا نشده تا توی این فضای مجازی حتی یادی ازش بکنه. گفتم حداقل من یادی از خوبیهاش کرده باشم اینجا. حداقل کاریه که از دستم بر میاد. اگه بتونم خبری ازش بگیرم، حتما بهش سر می زنم و بهش میگم که چقدر دوران درس خوندنم قبل و بعد ازکلاس پنجم متفاوت بوده.
بهش می گفتیم: خانم «درباری». اسم کوچکشو نمی دونستم و الآن هم نمی دونم؛ اما اون روزهای سرد زمستون رو که بدون حقوق اضافه و بر خلاف میل مدیریت مدرسه از ساعت 6 صبح برامون کلاس فوق العاده ریاضی می ذاشت، هرگز یادم نمی ره.
امیدوارم سالم باشه.
